طا عون سوار پیرهن باد می رسد
ما فکر اینکه عاقبت امداد می رسد
درهای آسمان همه گی بسته می شوند
آتش به واژه واژه ی اوراد می رسد
از شدت سکوت جهان لال می شود
جان بر لبان موطن اجداد می رسد
فرقی نمی کند به کجا خیره می شوی
از هر طرف جماعت ناشاد می رسد
یک مشت چشم ِ مرده ، سکوت ِ مسیرها
ما دلخوشیم ، عاقبت امداد می رسد
...