پرده ی اول :
اینجا هیچکس شبیه تو نیست
رنگها را پس می زنم
چشمهای روشنت
روی بــــوم
زل زده اند به روبه رویـی کــه ...
پرده ی دوم:
غروب را
هرچقدر هم خوب بکشی
بــــــاز
کم می آورد
یک کف دست آسمانی را که
سالهاست
از جایش کنده اند
پرده ی سوم:
بازی شروع می شود
- نور
- صدا
- تصویر
- حرکت
کلاغ ...........پـــر
خیال ...........پـــر
رنگهای روی بوم ...
پر ...
پر ...
پریده اند
ترس برم می دارد
دست می کشم
فریاد می زنم :
" یکی کاری بکند ! "
پرده ی آخر :
پرده را کنار می زنم
یک جفت چشم
زل زده اند
به پنجره ای کـــه ...
نیــســـت
...