تبليغاتX
دلم که بگیرد ...


سلام...........به روزم بعد از هزاران لحظه.............

 

 

شنیدم  که این شهر ترسو ندارد

همه تیز بینند، هالو ندارد

کسی دائما فکر دوز و کلک نیست

کسی اعتقادی به جادو ندارد

تفنگ از مُد افتاده و هیچ فکری

تمایل به قتل پرستو ندارد

دروغ است بلوا و آشوب در شهر

میانه کسی با هیاهو ندارد

ببینید حتی نگهبان و گزمه

و یا حضرت برج و بارو ندارد

" نظر با خرابات دیرینه دارند "

کسی کار با چشم و ابرو ندارد

برای چنین بندگانی به دستش

خدا ترکه ی آلبالو ندارد

 

*

ـــ نمیبینی این شهر را روی نقشه!؟

: ببخشید، چشمان من سو ندارد

 


دوشنبه هجدهم آبان 1388
.:. دست نويس شده توسط .:. مريم بهروزي
 لينك مطلب   
rosette