این روزها
مدام
روی دستهای خودت آماس که می کنی
هی سنگ سنگ سنگ
آرامش آب های جهان را
جویده جویده
تف میکنی به پای این سگ-زیستیِ مسالمت آمیز.
حالا که
تمام زوایای آسمان در سی درجه تبخیر می شوند
دیگر چه فرقی می کند
کدام طرف سیم خاردار ایستاده باشی
یا حتی زوربزنی
که درد را سر و ته بگیری؟
اینجا
همیشه
کُشته های دو طرف
به یک زبان حرف می زنند !
...........
.
توی این دنیایی که :
= هنوز به یادت هستمMissed call
= سر کار رفته بودیCall waiting
عشق= صفر- نهصد و ...هر جنس مخالفی که رسید
دیگر
هیچ " دوستت دارم " ی بیشتر از
۱۶ تا تک تومانی نمی ارزد!
آه از این دل... !!!
از این مرکز ارتباطات سیّار...!!!
سلام
از بی حرفی خفقان مزمن گرفته ام. کار جدید تمام شده هم در دست و بالم پیدا که هیچ... گم هم نمی شود. به قول سهراب:
تازگیها که غم فراوان است
در تنم طاقت سرودن نیست
با هر آنکس که بود خوش باشید
فرصت یار آزمودن نیست
جز جنون میوه ای نخواهد داد
شاخه های مرا غنودن نیست
ماندن اینجا همیشه معیار است
مسئله بودن و نبودن نیست
کاش بشود با این کارها و خود نیمه تمامم زودتر کنار بیایم...دارم روی دستهای خودم آماس میکنم اهالی...
و مرگ بر من و روزی که دوستت دارم
بر این همیشه-هنوزی که دوستت دارم
.
.
.
بهروز باشید...درست عکس من ( به............... روز)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()